✿دردانه های بهشتــــــــی✿

گذری بر خاطرات و نمو یافتن فرشته کوچولوهامون◕‿◕

از پاییز۹۶ تا زمستون ۹۶

1396/11/12 0:21
86 بازدید
اشتراک گذاری
































سلام در دانه های من
خوبید ان شاالله
اومدم بعد از یه وقفه طولانی
بعد از خرید خونه و اسباب کشی و تموم شدن کاراش از اونجایی که فعلا دو شیفت میرم سر کار خیلی وقت نمیکنم بیام بنویسم
عکسها و نوشته ها رو با ربات نی نی وبلاگ میفرستم خدا خیرشووووون بده که این امکان بسیار عالی رو فراهم کردن
خب از اواین عکس شروع کنیم ضحا خانم هستن در حال برگشتن از کلاس و درختی که همیشه پیشش میری و میگی درخت میخنده
البته با این خراش عمیقی که به جانش انداختن و این لبخند اجباری رو ایجاد کردن بعید میدونم لبخندش از ته دل باشه
عکس دوم مربوطه به روز عقد عمو جون که از اتریش اومدن و همه مراسمات و تو چند هفته انجام دادیم و باز برگشتن اتریش
عکش سوووووم جاااانه منه تولد نه سالگی پسرکم
وجودم
نفسم
قند عسلم
البته جشن نه سالگی مادر شدن بنده هم بود
مبارکت باشه عزیزم
البته روز تولدت من خیلی مریض بودم و پنجشنبه اش عزیز و خاله اومدن و جشن گرفتیم شمع هاش جرقه ای بود تا فوتکنی کبود شدی قررررربونت برم
عکس بعدی برای ۶ بهمن هست برف بارید چه برفی یک هفته تعطیل شدیم بخور و بخواب
عکس بعدی برای جشن خودکاره که اواسط دی ماه بود
مبارکت باشه عزیزم
با خودکار مینویسی چه نوشتنی خوشششش خطططط و مرتبببب
عکس بعدیش شب یلدای دخترم تو کلاسه خیلی خوش گذشت بهش
عکس بعدی برای شب تولده
داشتیم با خاله استوری میزاشتیم شما دوتا وروجک اذیتمون میکردین
عکس شب یلدای امسال هنر خاله جون خونه عزیز جون
پسرم و من در کافی شاپ نزدیک محل کارم
و دخترک که از مهد برگشته و خستههههههه و دااااااغون حسابی خوابش برده
اینم از پست امشب
آخیییییش
همش دوست دارم لحظه لحظه رو ثبت کنم براتون عزیزای من
الان پسرک قهر کرد رفت
میگه چرا وبلاگ منو با آبجی یکی کردی
شاید آدرس وبلاگ و عوض کنم نمیدونم
فعلا برم تا عید فکر کنم باز بتونم بیام
دوستتون دارم
پسندها (1)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف